سلام

 

۱.نمیدونیم چرا جدیدا اینقده حساب و کتابامون به هم میریزه؟؟؟

انگاری کار از یه مثبت و منفی اشتباه هم گذشته.

قرار بود با یه شیب ملایم ، مدت زمان حضورمون در وبلاگ رو هدفمند کنیم و قسمتی

از اون رو اختصاص بدیم به رتق و فتق سایر امورات زندگی.

اما ییهویی اینقده این شیب تند شد که نزدیک بود آدرس وبلاگ رو هم فراموش کنیم.

تازه اموراتمون هم کماکان همونجور سردرگم مونده.

۲." تو نباید سر من داد بزنی.

اول باید بهم بگی اینکارو نکن.

بعد یه ذره بلندتر بگی.

بعد بلندتر بگی این کارو نکن.

...

بعد اگه من هنوز حرفتو گوش نکردم ، سرم داد بزنی."

جملات فوق ، قسمتی از رساله "آداب رفتار با فرزند " ، تالیف "مانا خاتون" می باشد

که در کارگاه مربوطه  ، به بابایی آموزش داده شد.

۳.همچنین نقل کرده اند که : یه روز که بابایی بدون استفاده از کلمات عزیزم ، فدات شم

قربونت برم و ... ، باب گفتگو را با این گروه ۱ + ۱ باز کرده بود ، با این جمله حکیمانه از

جانب "مانیا بانو" روبرو شد که :

"نو نباید با من اینجوری صحبت کنی"

و "مانا خاتون" هم بمنظور ابراز همدردی با حکیم فوق الذکر ، ابراز نمودند :

" با من هم همینطور."

۴.و با توجه به اینکه نگاه آدمها به زندگی و محیط پیرامونی خود ، ممکن است دچار

تغییرات عمده گردد و هیچ کس را از این تغییرات گریزی نیست ، بعد از یک عمر اهتمام

به شنیدن انواع موسیقی های دل شاد کن ، اخیرا "مانیا بانو " فرموده اند که :

"من بعضی وقتها ، از موسیقی های ناراحت کننده هم خوشم میاد."

شایان ذکر است که کلیه موسیقی های پاپ احساسی  ، عاشقانه غیر بزمی و قسمتی

از موسیقی سنتی در این رده قرار می گیرند.

۵.کلا جوگیر شدن دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره.

اینه که در یک اقدام خودجوش و صرفا با رویکرد " کار از محکم کاری عیب نمی کنه" ،

مدتیه که "رژیم گرفتن " شده یکی از مشغله های ذهنی ما.

تنها مشکلی که در این میون وجود داره  ، انتخاب نوع رژیمه.

یعنی با توجه به گزینه های در دسترس ، بین انتخاب رژیم پوست یا رژیم استخون در

تردید به سر می بریم.

۶.و عادتی که ترک نمی شود