عاشقانه ای برای تولد
۵.۱ ساله شدیم .![]()
![]()
به همین سادگی
به همین خوشمزگی.![]()
نمی دونیم که مث یه سری از سن ها ، چیزی به اسم بحران ۵ سالگی
هم وجود داره یا نه؟
ولی به هر حال ، چه باشه و چه نباشه ، باستحضار می رساند که در ما
اثری از این بحران نیست.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
۲.بابایی هم این وسط جوزده شده و این شعر رو واسمون سروده و کلی
مارو شرمنده اخلاق ورزشی خودش کرده.![]()
![]()
چیکار کنیم دیگه.![]()
![]()
همیشه که قرار نیست مامانیا قربون صدقه دست و پای بلورین بچه هاشون
برن ،بعضی وقتها هم این وظیفه رو به بابایی ها تفویض میکنن.![]()
![]()
و حالا این شما و این هم شعری اختصاصی به افتخار ما
:
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خدا لبخند زد ، با لطف خود ما را نشان کرد و
پذیرای دو تا از دختران آسمان کرد و
برای آخرین روز از نخستین ماه پاییزی
شما را که پری بودید ، بر ما میهمان کرد و
خدا می خواست ردی از خودش بر جای بگذارد
و در چشمانتان رد نگاهش را نهان کرد و
کمی از مهر خود را در درون سینه هاتان ریخت
شما را صاحب عمق نگاهی مهربان کرد و
برای آنکه شیرین تر کند این زندگانی را
شما را بیشتر از بیشتر ، شیرین زبان کرد و
به پاداش تمام خوب بودنهایتان ، شاید
شما را مانیای عشق و مانای جهان کرد و
...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
۳. و این هم یه عکس اختصاصی به مناسبت این زادروز خجسته![]()
![]()


"8/1/54" ، "28/1/58" و "16/11/83" ، روزهای خوب تقویم زندگیمون بودند.